دوشنبه, 30 مرداد 1396 :: Monday, 21 August 2017
کد خبر: 97124

"نمادها"؛ از ادبیات تا انتخابات

دنیای امروز دنیای زبان مشترک نمادهاست. نمادهایی که زبان بین المللی احساسات و منطق ها به شمار می آیند و معانی را فارغ از زبان و ادبیات رایج دنیا به مردم منتقل میکنند. نمادهایی چون نمادهای انتخاباتی و یا پرچم ها گرچه جدیدتر ولی برای عموم ملموس تر هستند.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

دنیای امروز دنیای زبان مشترک نمادهاست. نمادهایی که زبان بین المللی احساسات و منطق ها به شمار می آیند و معانی را فارغ از زبان و ادبیات رایج دنیا به مردم منتقل میکنند.

نمادگرایی پیش از آن که یک مکتب به حساب بیاید، یک مفهوم یا فلسفه است. بشر از ابتدای شکل گیری تمدن‌ها و آغاز شاعری تمایل داشته حرف‌هایش را در قالب نمادها و نشانه‌ها به زبان آورد و اشیای دور و برش را تجسم مفاهیمی عمیق تر از آنچه به چشم می‌آید، نشان دهد. همان طور که مصریان باستان گل‌های اسیریس را نماد مرگ می‌دانستند، هندیان گل نیلوفر را نشانه تاج خداوند می‌نامیدند، بابلی‌ها مار را نماد جاودانگی به حساب می‌آوردند و خورشید را نشانه بخشندگی و زندگی. اما به هرحال سمبولیسم یک مکتب فکری هم هست. در اواخر قرن نوزدهم شاعران فرانسوی که از زبان خشک نویسندگان واقع‌ گرا به ستوه آمده بودند، مکتب نمادگرایی را بنیان نهادند.

شاعران فرانسوی عقیده داشتند: اثر هنری باید تا حد ممکن از بیان مستقیم مفاهیم فرار کند و به نمادها و نشانه‌ها پناه آورد. نمادها و نشانه‌ها، خواننده را در کشف راز و رمزهای اثر به تحرک درمی آورد و او را از قالب یک شاگرد حرف گوش کن بیرون می‌آورد.

 

وقتی اندکی در زندگی روزمره دقیق شویم خواهیم دریافت که از تجارت گرفته تا سیاست، از ابزار نماد یا همان سمبول استفاده های زیادی می کنند. ادبیات، سینما، هنر، فرهنگ، تجارت، آموزش، عرصه ی سیاست، ورزش و هر چیزی که بتوان از آن نام برد به نوعی با نمادگرایی در ارتباط است.

 

 

نمادگرایی (سمبولیسم)

سمبولسیم در معنی اصطلاحی آن، نام یکی از مکاتب ادبی اروپایی است که در نیمه دوم قرن نوزدهم پس از مکاتبی چون کلاسیسیسم، رمانتیسم، رئالیسم و ناتورالیسم در اروپا شکل گرفته و مانند همه مکاتب ادبی اروپایی، کم و بیش، بر روند تحولات و تطورات ادبی سایر ملل نیز تأثیراتی را برجای گذاشته است.در این میان، شعر و ادب معاصر فارسی نیز از حوزه نفوذ و تأثیر این مکاتب و از جمله مکتب سمبولیسم به دور نمانده است؛ تا آنجا که از دیدگاه بسیاری از صاحبنظران، یکی از خاستگاهها و سرچشمه های مهم جریان شعری سمبولیسم اجتماعی فارسی، مکتب سمبولیسم اروپایی قلمداد شده است؛از این رو، پیش از آنکه به جریان سمبولیسم اجتماعی در شعر معاصر فارسی که موضوع این مقاله است بپردازیم، لازم می بینیم که در ابتدا، تعریف و توضیحی، هرچند مختصر، از مکتب سمبولیسم و اصول و ویژگیهای آن به دست.

"چارلزچدویک" در کتاب «سمبولیسم» از این مکتب چنین تعریفی ارائه می دهد: «سمبولیسم را می توان هنر بیان افکار و عواطف نه از راه شرح مستقیم و نه به وسیله تشبیه آشکار آن افکار و عواطف به تصویرهای عینی و ملموس، بلکه از طریق اشاره به چگونگی آنها و استفاده از نمادهایی بی توضیح برای ایجاد آن عواطف و افکار در ذهن خواننده دانست».

پس سمبولیسم یعنی هنر یادکردن چیزی به صورت خرده خرده، تا آنکه وصف حالی از آن برملا شود. برملا شدن این وصف حال، البته از طریق «یک سلسله رمزگشایی» و تأویل انجام می پذیرد.

 

*** رنگ ها، اشکال، حرف ها، ادیان و هر چیز دیگری ممکن است در نماد گرایی به کار گرفته شود. در واقع هر چیز معنا داری که در هر زمینه ای جذاب به نظر برسد برای سمبل شدن مناسب است. وقتی پای نمادها به مسائل سیاسی و امور مملکتی باز می شود، نماد کشورها، افتخارات لشکری و کشوری و مهم تر از همه پرچم کشورها به ذهن انسان ها متبادرمیشوند.

 

 

پرچم ها نمادی از هویت هر ملت

پیشینه استفاده از پرچم در بین قبائل، چه در جنگ و چه در صلح، به روزگار باستان باز می‏‌گردد. آن گونه که از منابع تاریخی بر می‌‏آید، تمدن‌های گوناگون،شرق و غرب از آن استفاده می کردند، هر چند به طور دقیق مشخص نیست که نخستین بار استفاده از آن توسط چه کسی و در چه زمانی بوده اما واضح است که پرچم، به دلیل اینکه نماد همبستگی لشکر بوده، یکی از اهداف دشمن برای از بین بردن پرچم‏دار و به زمین انداختن پرچم برای تضعیف روحیه جنگاوری لشکر مقابل به شمار می‏‌رفته‌ است. در بسیاری از جنگ‌ها یکی از منصب‌های مهم، «پرچم‏داری» بوده‌ است، چرا که پرچم نشانی از همبستگی در عمل و اتحاد در شعار بوده؛ به گونه‌ای که هر گاه پرچم از دست پرچم‏دار می‏‌افتاده، نوعی شکست و از هم گسیختگی برای لشکر به‌شمار می‌آمده‌ است.

با پیدایش دولت-ملت‌ها، پرچم‌ها نقش و اهمیت بسیار پررنگی یافتند و از جایگاه برجسته‌تری در عرصه‌ی سیاست برخوردار شدند. هر کشور با ترکیبی از رنگ‌های مختلف، پرچم و نمادی منحصر به فرد برای خود و مردمش ساخته است که به عنوان هویت آن کشور به شمار می‌رود. مجموعه ای از نمادها که معنا دارند و اتفاقی کنار هم قرار نگرفته اند.

همانند نام، پرچم و نشان هر کشور در شناخت آن کشور نقش مهمی دارد و نشان دهنده انگیزه ها، آرمان ها چگونگی نگرش سیاسی مذهب و فلسفه یک ملت و بیان کننده شرایط جغرافیایی فرهنگی و حوادث سرنوشت ساز در تاریخ یک ملت است.

 

 

سیر تطور پرچم جمهوری اسلامی ایران

قدیمی‌ترین پرچم ایران همان ماجرای اساطیری «درفش کاویانی» است که کاوه آهنگر وقتی علیه ضحاک قیام کرد، پیشبندش را پرچم کرد. این پرچم با آن سابقه افسانه ‌ای، از رنگ‌های زرد و سرخ و بنفش تشکیل شده بود. این پرچم در 3 سلسله ایرانی قبل از ورود اسلام مورد استفاده بود و هر پادشاه به آن طلا و جواهر و نذر و نیازی، چیزی اضافه می‌کرد.

بعد از ورود اسلام، ایرانی‌ها تا 200سال پرچمی نداشتند؛ فقط ابومسلم خراسانی موقع قیامش علیه بنی‌امیه پرچم سیاه داشت.

در 355 قمری، سلطان محمود غزنوی نقش یک ماه را روی پرچم سیاه طلادوزی کرد و بعد پسرش مسعود، شیر را به جای ماه کرد درون پرچم قرار داد.

شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی شیر و خورشید را حذف کردند.

 

 

در زمان شاه اسماعیل پرچم یکپارچه سبز بود و روی آن تصویر ماه بود. شاه طهماسب هم که متولد فروردین- برج حمل- بود، دستور داد به جای شیر و خورشید، تصویر گوسفند- نماد برج حمل را- روی پرچم‌ها و بر سکه‌ها بکشند. پرچم ایران در بقیه دوران صفویان سبز بود همراه با شیر و خورشید زردوزی شده.

در زمان نادرشاه افشار پرچم به 3 رنگ فعلی درآمد با شیری در حالت نیمرخ و در حال راه رفتن که خورشیدی نیمه برآمده بر پشت آن بود و در درون دایره خورشید نوشته بود «الملک‌لِله». پرچم نادر سه‌گوش و به قول معمارها قناس بود.

در دوره قاجارها، پرچم چهارگوشه شد اما آغامحمدخان چون از نادر بدش می‌آمد 3 رنگ سبز و سفید و سرخ را برداشت و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذاشت.

دایره سفید رنگِ بزرگی در میان این پرچم بود که در آن تصویر شیر و خورشید وجود داشت با این تفاوت که این بار شمشیر در دست شیر قرار داشت.

در زمان فتحعلی شاه، ایران 2پرچم داشت؛ یکی سرخ و دیگری سفید که دومی برای امور دیپلماتیک و سیاسی استفاده می‌شد.

در زمان ناصرالدین شاه، امیرکبیر همان رنگ‌های پرچم نادر را برگرداند اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد؛ بالا سبز و پایین قرمز و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود.

 

در انقلاب مشروطه و مجلس آن موقع هم پرچم ایران با همان وضع حفظ شد و در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمد «الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ است».

در سال1337 قرار شد طول پرچم اندکی بیش از یک برابر و نیم عرضش باشد.

بعد از انقلاب اسلامی نیز در جریان تصویب قانون اساسی، تصویب شد پرچم همان 3 رنگ سبز، سفید و سرخ باشد و نشانه جمهوری اسلامی (تشکیل شده با حروف الله‌اکبر) در وسط آن بیاید.

 

 

تائید و تصويب آرم نهايی جمهوری اسلامی ايران توسط امام خمينی(ره)

پس از پيروزی انقلاب اسلامی، قرار بر اين شد آرمی به عنوان نماد و نشان جمهوری اسلامی ايران معرفی شود كه بيانگر روح دين ‏خواهی و اسلام طلبی ملت مسلمان ايران باشد. از اين رو پس از فراخوان شورای انقلاب برای تهيه اين آرم، طرح‏های متعددی به اين شورا رسيد كه سرانجام از ميان آنها يك طرح مورد پذيرش قرار گرفت. در نهايت با ارايه اين آرم به رهبر كبير انقلاب اسلامی، در چنین روزی یعنی بیستم فروردین سال 1358 طرح مزبور به تصويب رسيد.

 

 

نمادشناسی پرچم ایران و نشان رسمی جمهوری اسلامی

رنگ سبز پرچم، نشانه آبادانی است، و منعکس کننده آرمانهای ملت بزرگ ایران است برای داشتن کشوری آباد و توسعه یافته. همچنین این رنگ نشانه دین مبین اسلام که دین 99% مردم ایران است، می باشد.

رنگ سفید پرچم، بیانگر صلح طلبی ملت بزرگ ایران است، ملت مسلمان ایران تحت تاثیر تعلیمات دین مبین اسلام، صلح و آرامش را برای تمام همنوعان خود می خواهد.

رنگ قرمز پرچم، نشانه صلابت و پایداری ملت مسلمان ایران در برابر تجاوزکاران و ستمکاران است، ملت مسلمان ایران همچنانکه در عمل نیز نشان داده است در دفاع از حقوق مرز وبوم و اعتقادات خویش تا پای جان می ایستد.

تعداد الله اکبر نیز 22 عدد به نشانه پیروزی انقلاب در 22 بهمن می باشد.

آرم جمهوری اسلامی به صورت چهار هلال و يك ستون ميانی و نشانگر كلمه مقدس "اللَّه" می باشد و در عين حال كلمه مبارك "لا اله الا اللَّه" را نيز تشكيل می دهد. در توضيح محتوای اين شكل نمادين می توان گفت كه ستون ميانی يا شمشير، نشانه اقتدار و قدرت؛ هلال نشان‏دهنده رشد، پنج جز اصلی نمايشگر اصول پنج‏گانه دين (مذهب تشيع)، و تركيب متقارن بيانگر تعادل و ميزان و عدالت می‏ باشد. اين آرم از آن پس در وسط رنگ سفيد پرچم مقدس جمهوری اسلامی ايران و بر بالای عنوان تمام وزارتخانه ‏های كشور قرار گرفت.

 

پرچم ایران در خیابان های عربستان همزمان با عید قربان

 

 

*** پای نمادگرایی به بیشتر فرایند های سیاسی از جمله انتخابات ها هم در سراسر دنیا کشیده شده است. هر انتخاباتی که در هر گوشه از دنیا برگزار می شود کاندیداهای یک جبهه یا گرایش سیاسی خاص طبق استانداردها و فاکتورهای مرتبط با آن جریان، نماد یا نماد هایی را از جمله رنگ به خصوص رونمایی میکنند تا به واسطه آن طرفداران یک رنگ شوند و همچنین با ارائه آن نماد، پیام های از پیش تعیین شده ای را به گوش دیگران برسانند.

 

ایران اسلامی نیز از نمادگرایی در انتخابات استثنا نیست و چندسالی است که مانورهای باشکوه دموکراسی در ایران با ارائه نمادهایی از جانب کاندیداها به همراه بوده است. گاهی انتخاب نمادهای انتخاباتی با توجه به مولفه‌های ایرانی و اسلامی و گاهی با تقلید صرف از نمادهای انتخاباتی در سایر کشورها انتخاب می‌شود. به هر حال هر چه که باشد، به نظر می‌رسد تعیین رنگ و نماد انتخاباتی به عنوان یکی از لازمه‌های کاندیداتوری در ایران شده است.

 

 

نمادهای کاندیداها در انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری

چند سالی است که کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری در ایران جهت نیل به اهدافی اقدام به انتخاب یک نماد انتخاباتی می کنند. این نمادها در سپهر انتخابات ایران هر چند پیشینه فراوانی ندارند ولی تاثیر چشمگیری داشته و دارند.

 

در زیر نماد انتخاباتی کاندیداهای سال 96 را به تفکیک معرفی میکنیم:

 

سید ابراهیم رئیسی؛ پرچم ایران و کارت ملی

حجت‌الاسلام سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی و کاندیدای دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری پرچم ایران را به عنوان نماد انتخاباتی و دولت کار و کرامت را به عنوان نام دولت خود انتخاب کرده است.

همچنین رئیسی در برنامه گفت‌وگو با دوربین شبکه یک سیما گفت: «کارت ملی» نماد دولت کار و کرامت است.

کارت ملی رئیسی

 

 

محمدباقر قالیباف؛ ساعت

قالیباف در آستانه دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، نماد «ساعت» و شعار «دولت مردم» را برای خود برگزیده است. وی معتقد است: مهمترین چیز زمان است؛ ما دیگر حق نداریم چهار سال زمان دیگری را به این شرایط و به دولتی بدهیم تا در نهایت زمان را از دست بدهیم.

قالیباف

 

 

سیدمصطفی میرسلیم؛ رنگ زرشکی و لباس کارگری

میرسلیم کاندیدای دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری رنگ زرشکی را به عنوان نماد انتخاباتی خود انتخاب کرده است و همچنین در روز ثبت‌ نام با لباس کارگران در وزارت کشور حاضر شد.

میر سلیم

 

 

حسن روحانی؛ دوباره برای ایران

روحانی پس از ثبت نام در انتخابات نه فقط به علامت پیروزی دست راستش را بالا برد بلکه با آغشته کردن دو انگشت، از نماد انتخاباتی دوباره برای ایران رونمایی کرد.

«حسن روحانی» را بیشتر بشناسید

 

 

سیدمصطفی هاشمی‌طبا؛ حفظ ایران

نماد رسمی ستاد انتخاباتی سید مصطفی هاشمی طبا، یک طرح از نقشه ایران با شعار «حفظ ایران» است.

هاشمی طبا

 

 

اسحاق جهانگیری؛ بدون نماد و با یک شعار

جهانگیری، نامزد دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری بدون نماد انتخاباتی و تنها با شعار زیر که در صفحه اجتماعی اش منتشر کرد فعالیت خود را آغاز نمود: «آمده ام برای تداوم راه تدبير و اميد و پيشبرد تحول و اصلاحات بيشتر با "دولت اميد و آينده" و با شعار "همه برای ايران".»

انتهای پیام
اتاق خبر انتها

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.