شنبه, 9 ارديبهشت 1396 :: Saturday, 29 April 2017
کد خبر: 84878
همه مردان انقلاب

پنج نکته درباره فیلم«ماجرای نیمروز» و کارگردان جوانش

اینکه امروز یادداشت ­هایمان درباره فیلم«ماجرای نیمروز» محمدحسین مهدویان که همه ستایش­اش کرده­ اند، عجیب نیست.
پنج نکته درباره فیلم«ماجرای نیمروز» و کارگردان جوانش اتاق خبر 24

کمتر پیش می­آید منتقدان سر یک فیلم چنین توافقی با هم داشته باشند. این کارگردان جوان سی و چند ساله رابعد از دومین فیلمش خیلی راحت می­ شود نابغه سینمای ایران دانست. او همان کاری را می­ کند که مثلاً دیمیان چزل سی و چند ساله در هالیوود انجام می­دهد: فیلم ساختن و سینما به معنای واقعی­اش.

1. برای اولین در سینمای ایران واقعا یک«فیلم» در ژانر تریلر جاسوسی ساخته شده است. تلاش­هایی پیش از این برای ساخت فیلم در چنین ژانری صورت گرفته بود از بهروز افخمی بگیرید که سال­ها پیش«روزشیطان» را ساخت تا همین سال گذشته که کمال تبریزی با«امکان مینا» و بهروز شعیبی با«سیانور» شانس­شان را امتحان کردند.

بعضی از این تجربیات تا مرحله­ ای هم موفق بودند. از سال گذشته ضرورت ساخت فیلم­هایی با مضامین گروهک­های اول انقلاب برای نسل جدید که آن تجربه ها را نداشتند و کمتر هم تاریخ می­خوانند احساس شد. موضوع مشترک دو فیلم«امکان مینا» و«سیانور» درباره گروهک منافقین بود که اولی تبدیل به یک فاجعه بصری شد و دومی را مردم و منتقدان دوست داشتند و فیلم شسته و رفته­ ای از کار در آمده بود اما «ماجرای نیمروز» مهدویان اصلا در قیاس با آنها قرار نمی­گیرد.

این فیلم جاسوسی در حد استانداردهای جهانی است. اینجا تاریخ را فراموش کنید. «ماجرای نیمروز» درباره یک گروه 4-5 نفره عملیات ضربتی است که باید جوی ترورهای یک سازمان مخوف را بگیرند. هدف اصلی چیست؟ رسیدن به سردسته­ های سازمان یعنی رجوی، ابریشمچی و موسی خیابانی. دونفر اول موفق می­ شوند از کشور فرار کنند و در نتیجه الان شکار فقط نفر سوم است و تنها باقی مانده سرکردگان سازمان که نباید از زیر دست گروه ضربت ما قسر در برود.

2. مهدویان کارگردان درجه یکی است. به میزانسن­ هایش،‌ بازی گر فتن­اش از بازیگران، دکوپاژ فیلمنامه­اش و ریتم تدوین و صدا و تصویر هیچ ایرادی نمی­ توانید بگیرید. مشخص است که فیلم بین حرفه­ای است واکشن­ ها فیلم جاسوسی روز دنیا را خوب دیده. فیلم از لحاظ کارگردانی در سطح بهترین­هایشان است. صادق و کمال و رحیم کار کشته­ های گروه هستند و حامد هم جوان عاشق پیشه قصه. خوبی مهدویان این است که خوب می­داند تمرکز فیلم جاسوسی باید روی چریک­هایش باشد. برخلاف شعیبی که در «سیانور» مرتکب این اشتباه شده بود که قصه عاشقانه ­اش را همپای ماجراهای سیاسی پررنگ کند که در نهایت باعث شده بود لوس و بیمزه از کار در بیاید،‌ اینجا کاملاً ماجرای عاشقانه کاراکترها در حاشیه قرار می­گیرد.

اینکه در خانه آخر هم دختر وپسر روبه روی هم قرار می­گیرند روی فرمول­ های دقیق ژانر است و خیلی هم به اندازه و درست. اگر اسپیلبرگ در«پل جاسوسان» فضای سال­های جنگ را خوب از کار در می ­آورد اینجا مهدویان به همان اندازه خوب و درست و سینمایی موفق می­شود فضای دهه شصت را بازسازی کند. کارگردان دیگری را نمی­شناسم چه از قدیمی­ ها و چه جدیدترها که تا این حد در بازسازی فضای واقعی ورئال گذشته موفق باشد.

3. بازیگران در فیلم­های مهدویان اصلاً انگار از نو ساخته می­شوند. جواد عزتی در نقش صادق، که با هوش­ترین مسئول گروه ضربت است و البته بسیار شبیه یک مأمور اطلاعاتی مشهور،‌درخشان است. هادی حجازی فر اینجا هم نقشی دارد شبیه متوسیان. کله شق است و یک چریک واقعی. تنها بازیگری که کمی جای اما واگر دارد احمد مهرانفر است. نه اینکه بد باشد ولی به اندازه جازی فر و عزتی انگار پوست­ اندازی نکرده است.

4. مهدویان آنقدر هوشمندانه سوژه و فضای ایدئولوژیک را روایت می­کند که چپ و راست نمی­توانند ایراد جدی به روایت  تاریخی اش بگیرند. در جزییات آن قدر وسواس دارد که مثلاً به شهید بهشتی یا موسی خیابانی به عنوان کاراکترهایی که می­شناسیم نزدیک نمی­ شوند یا دیالوگ­هایشان را نمی­شنویم که با ذهنیتی که از آنها وجود دارد در تناقض باشد یا شباهت­شان را از دست بدهند. همه چیز کاملاً در کنترل کارگردان است و در کنار او و بازیگران باید قطعاً اسم هادی بهروز را آورد که در هر دو فیلم مهدویان قالب­ها و تصاویر درخشانی در حد استانداردهای جهانی ارائه داده، و سجاد پهلوان زاده که تدوینگر جوان خوش ذوقی است و بخش زیادی از ریتم درست فیلم و هیجاناتش مدیون کار اوست.   

5. بعد از دیدن«لالالند»به دیمیان چزل گفتم نابغه. کسی که در 31سالگی دو فیلم استثنایی که دو هر یک سر و گردن از توان سینمای ایران بالاتر هستند و یک سریال درخشان می­ تواند لب نابغه سینمای ایران را داشته باشد. او به بقیه کارگردانان یاد می­دهد که از بودجه های کلان چطورمی ­شود در راستای ساختن فیلم خوب و سینما استفاده کرد. من اما امیدوارم فیلم بعدی­اش ایدئولوژی فکری خود مهدویان را هم تماشاگر نشان بدهد. حیف چنین کارگردانی است که وقتی در فرم می­ توانیم مؤلف خطابش کنیم در روایت هنوز خط فکرش­اش را نشناخته باشیم. برای این کارهم در درجه اول بهتر است سراغ تهیه کننده ­های بخش خصوصی برود. تجربه­های بزرگش را انجام داد و سربلند بیرون آمد. حالا نوبت تجربه­ های شخصی­ ترش است.

 

منبع : هفت صبح

انتهای پیام
اتاق خبر انتها

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.