جمعه, 28 مهر 1396 :: Friday, 20 October 2017
کد خبر: 108863
به مناسبت روز خبرنگار

گزارشگران بهشت

19 سال پیش در چنین روزی تعدادی از دیپلمات های جمهوری اسلامی ایران به همراه یک خبرنگار در محل کنسولگری ایران در شهر مزارشریف افغانستان به دست نیروهای طالبان اشغالگر شهر به طرز متاثر کننده ای به شهادت رسیدند.
گزارشگران بهشت به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

در روزگاری که از آن به عصر اطلاعات و فن آوری نام می برند، قطعا نقش خبرنگار به عنوان ابزار اطلاع رسانی، نقشی حیاتی و انکار نشدنی دارد. در دنیای کنونی با وجود فن آوری های ارتباطیِ پیشرفته و متعدد در امر دست یابی سریع به اطلاعات و منابع مختلف و با وجود درگیری هایی که به طور آشکار در بیشتر نقاط این کره خاکی فراگیر شده، کسب اطلاعات صحیح و قابل اطمینان، تنها از راه خبرنگارانی درست کار شدنی است. خبرنگاران که از مهره های اساسی این مهم به شمار می آیند، باید با قبول خطرهای فراوان،به واقعیت مسأله پی ببرند و آن را به مردمان برسانند.

 

***  19سال پیش در چنین روزی تعدادی از دیپلمات های جمهوری اسلامی ایران به همراه یک خبرنگار در محل کنسولگری ایران در شهر مزارشریف افغانستان به دست نیروهای طالبان اشغالگر شهر به طرز متاثر کننده ای به شهادت رسیدند.

این روز را به بهانه شهادت مظلومانه "محمود صارمی" خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزارشریف افغانستان به نام روز خبرنگار میشناسند.

در طی این سال ها روز 17ام مرداد زمان مناسبی برای تقدیر از زحمات بی شائبه و شبانه روزی خبرنگاران محسوب می شود. لذا بر آن شدیم به بهانه این روز محترم به پاسداشت زحمات خبرنگاران شهید این مرز و بوم، چند خطی این عزیزان را معرفی کنیم.

 

 

شهید محمود صارمی

شهید محمود صارمی از تبار حق جویانی بود كه برای نوشتن قصه مظلومیت ملتی در بند، به سرزمینی پای نهاد كه در آن به اشاره فتوای ملحدی مقدس نما، بر خوشه‌های گیس سپید پیران میوه سرخ شهادت می‌افشانند و دستان نحیف نوباوگان را با تیزابه‌های توحش می‌برند و از كشته مردان مثله شده افغان، تل و پشته می‌سازند.
صارمی در ‪ ۲۶‬دیماه سال ‪ 75‬به عنوان مسوول نمایندگی خبرگزاری جمهوری اسلامی راهی كابل افغانستان شد زمانی كه این كشور درگیر جنگ‌های داخلی بود و به خوبی می‌دانست در این سرزمین آشوب زده خطر به اسارت درآمدن و حتی شهادت وجود دارد اما بر حسب وظیفه، رسالت و تكلیف این راه را انتخاب كرد.
صارمی برای چندمین بار در چهاردهم مرداد ‪ 77‬به كشور افغانستان و محل كارش مزارشریف اعزام و در زمان بسیار كوتاهی به مدت سه روز یعنی ‪ 17‬مرداد ماه خبر سقوط مزار شریف و به خاك و خون كشیدن، قتل عام زنان ، مردان و كودكان بی‌گناه را به ایران و سراسر جهان مخابره نمود. ولی بعد از آن شنبه سیاه دیگر كسی نبود تا خبر شهادت و یا به اسارت درآمدن او و ‪ 9‬دیپلمات و پرستوی عاشق، غریب و بی‌گناه را كه در زیر زمین كنسولگری ایران به طور فجیعانه و با بی‌رحمی تمام توسط پیشرفته‌ترین سلاحهای آمریكایی به رگبار مسلسل بسته بودند به دنیا مخابره نماید.

srmy.jpg

 

شهدای پرواز سی 130

تنها 7 سال از آن روز می‌گذرد كه با سقوط هواپیمای سی 130، 39 نفر از خبرنگاران سبك‌بال راه خود را به آسمان گشودند و هواپیمای حامل آنها، ارابه عروجشان شد. در حادثه‌ای که روز پانزدهم آذر 1384 اتفاق افتاد، جمعی از خبرنگاران، تصویربرداران و عکاسان خبری از سازمان صدا و سیما و چند خبرگزاری کشور بر اثر سقوط هواپیمای C130 به شهادت رسیدند.

این گروه برای پوشش خبری رزمایش "عاشقان ولایت" در چابهار عازم بندرعباس بودند که هواپیمای آنان دچار نقص فنی شد و پس از برخورد با ساختمانی در مجتمع مسكونی توحید تهران، سقوط کرد و آتش گرفت.

در ذیل اسامی شهدای سانحه C130 را مرور می‌كنیم:

باشگاه خبرنگاران: علیرضا افشار، جواد فراهانی‌، محمود ایل‌ بیگی‌

کارکنان‌ واحد مرکزی‌ خبر؛‌ داریوش‌ شاهینی‌، محمود توران‌ پشتی‌، مجید عسگری‌، ابراهیم‌ بقائی‌، سید یحیی‌ مهدوی‌‌

گروه‌ اجتماعی‌ شبکه‌ یک‌ سیمای‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌؛ محمد‌رضا شادروح‌، حمید‌رضا خیرخواه‌، علیزاده‌، حسن‌ نجفی‌، رمامی‌، تاجیک، سید هادی‌ حسینی‌، جلیل‌ حیدری‌‌زاده‌‌

کاظم‌‌نژاد‌ از روزنامه كیهان

صادق نیلی و علیرضا برادران نجار از خبرگزاری فارس

ایسنا‌؛ اسماعیل عمرانی، حسن قریب

روزنامه‌ همشهری‌؛ کربلائی‌ احمد‌

خبرگزاری‌ ایرنا‌؛ مهدی‌ میرافضلی‌ و سپهدار ساجدی‌‌

مسعود جان‌ نثاری‌ و امیر صحرائی‌‌ از صدای‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌

از مرکز مستند‌سازی‌ معاونت‌ سیما؛ بابک‌ غیاثوند، میرزائی‌ و فریس‌آبادی‌‌

عوامل‌ فنی‌ واحد سیار‌؛ نصرالله‌‌زاده‌، رحیمی‌، استوار سجاد اسعدی‌ و غلامرضا بیات‌‌

حسین‌ عرب‌ احمدی‌، مهدی‌ اناری‌، حسن‌ حیدری‌،  محمد‌رضا احمدی‌، حبیب‌ اسدی‌، منصور محمودی‌، مهدی‌ یونسی‌، حسین‌ باباپورف حسین‌ خسروآبادی‌، سپهدار مهاجری‌ و مکی‌ آبادی‌، خداعفو عبدیانی‌، سید‌حسن‌ شیرازی‌‌

کارکنان‌ رسانه‌‌ای‌ نیروی‌ دریایی‌ ارتش‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌‌؛ محمد‌علی‌ بخشی‌، ناوگان‌ یکم‌ علی‌‌رضا ارسطوئیان‌، ناوبان‌ دوم‌ مهدی‌ صادقی‌، ناوگان‌ دوم‌ محمدباقر بابارشانی‌، مقصودی‌، روح‌‌الله‌ احمد‌وند، ناو استوار وظیفه‌ علی‌ علیزاده‌، قمصری‌، علیرضا خدادادی‌، مهناو یکم‌ حسین‌ آزموده‌، ارمان‌ نسب‌، ستوان‌ بابایی، صفری‌، محمدیان‌، صوری‌، مهدی‌ ابراهیمی‌، حسین‌ مشکین‌، ناوسروان‌ علی‌‌اصغر سلیمانی‌، ستوان‌ یکم‌ قاسم‌ محمدی‌، محمد‌رضا سلیمانی‌، حجت‌‌الاسلام‌ محدث‌، سرتیپ‌ دوم‌ عباس‌ واعظی‌، خلبان کاپیتان بابک گوهری و کمک خلبان حسین جعفری.

sy_130.jpg

 

 

*** شهدای عرصه رسانه‌، تنها شهدای حادثه هواپیمای 130-c نیستند، غیر از این شهدا طبق آمار به دست آمده ،بالغ بر 150 شهید عرصه خبر داریم كه بسیاری از آنها در هشت سال دفاع مقدس در خط مقدم جبهه ها حاضر كشتند تا منعكس كننده حقیقت گردند.

 

 

سید شهیدان اهل قلم

سید مرتضی در سال 1324 در شهر مذهبی ری به دنیا آمد.آن هم در خانه ای استیجاری و پرجمعیت .از كودكی یاد گرفت كه نباید به كتاب های درسی اش قانع باشد.به گونه ای كه وقتی پا به دبیرستان گذاشت ،از اوضاع سیاسی جهان اسلام بی اطلاع نبود.هر چند نظام طاغوت حامی اسراییل بود ،اما او شعارهایی بر علیه اسراییل روی تخته سیاه می نوشت و همكلاسی های خود را آگاه می كرد.

سید مرتضی علاوه بر مطالعه ،نقاشی می كشید ، موسیقی كار می كرد و درس هایش را نیز با نمرات عالی پشت سر می گذاشت .با این كه استعدادهای عجیب در فهم ریاضی داشت ،رشته هنر را برای ادامه تحصیل برگزید و تا مقطع كارشناسی ارشد ادامه تحصیل داد.

با پیروزی انقلاب به جهاد سازندگی پیوست و برای انعكاس مظلومیت مردم و ظلم شاهدان و اربابان،سر از فیلمسازی درآورد.

وقتی جنگ آغاز شد، گروه فیلسمازی اش را از اولین روزهای جنگ به جبهه برد و رویكردی جدید را در عرصه فعالیت هایش آغاز نمود.

در این میان فیلم های روایت فتح جذابیت ویژه ای در میان عام و خاص داشت . شجاعت بی نظیر در حین فیلمبرداری از صحنه های نبرد و بصیرت درحین تدوین ، همراه با جملات نغز و عارفانه ای كه سید خود می نوشت و خود در جای جای فیلم می خواند، همه از ویژگی های منحصر به فردی بود كه برجذابیت فیلم ها افزوده بود.

سید مرتضی این مجموعه را بعد از جنگ نیز دنبال كرد.

او علاوه بر فیلمسازی ،كتاب می نوشت، سردبیری مجله سوره را بر عهده داشت و به تحلیل فیلم در مطبوعات می پرداخت .كتاب های مبانی نظری غرب ،آینه جادو وحلزون خانه به دوش از جمله تالیفات آن هنرمند فرزانه است.

سرانجام سید مرتضی در تاریخ 1372/1/19 و در حین تصویربرداری مجموعه ای دیگر از سری فیلم های روایت فتح ـ در قتلگاه فكه ـ بر روی مین باقی مانده از دوران جنگ رفت و جاودانه شد.در این انفجار علاوه بر او ،یكی دیگر از هنرمندان گروه به نام سعید یزدان پرست نیز به شهادت رسید.مردم وفادار، جامعه هنری ،رزمندگان اسلام و اندیشمندان مسلمان از فقدان این هنرمند مجاهد داغدار شدند.

رهبر معظم انقلاب؛ حضرت آیت الله خامنه ای نیز ضمن شركت در مراسم تشییع جنازه وی ، او را سید شهیدان اهل قلم نامید.

آوینی

 

 

شهید احمد آریایی

احمد آریایی در سال 1341 و در اهواز به دنیا آمد . از كودكی با مسجد صاحب الزمان(عج) اهواز انس گرفت .رفته رفته از ظلم و جنایات طاغوت آگاه شد و راه مبارزه را در پیش گرفت. او اعلامیه های امام خمینی را در كوله اش می ریخت و در بین مردم پخش می كردو روی دیوار اشعار می نوشت و در كانون دانش آموزان به افشاگری طاغوت می پرداخت .

احمد از كودكی به خواندن و نوشتن اهمیت زیادی می داد. وقتی موفق به كسب دیپلم شد، به فعالیت خبرنگاری برای صدا و سیما روی آورد. مدتی در سطح شهر به تهیه گزارش پرداخت ،آنگاه راه جبهه را در پیش گرفت .

احمد آریایی فریاد فتح و ظفر رزمندگان اسلام و ندای به خون نشسته شهیدان سرافراز را از جبهه های خونین شهر ،آبادان ، دارخوین ، و... به گوش مردم می رساند.او بارها و بارها تا مرز شهادت پیش رفت .و سرانجام در تاریخ 60/2/21 در جبهه دارخوین به خیل شهیدان خبرنگار پیوست.

 

 

 

شهید حسن نجفی

شهید حسن نجفی ، از زمره فعالان رسانه ای است كه داوطلبانه به جبهه های حق علیه باطل شتافت و در عملیات كربلای 5 ،در حالی كه تنها هیجده روز از حضورش در جبهه گذشته بود، به ملاقات معبود در شلمچه شتافت.

وی  ابتدا در حراست صدا و سیما مشغول بود. مدتی بعد صدا برداری را بر عهده گرفت و در گروه صدابرداری مشغول شد .معمولا از كارهای مذهبی هم صدابرداری می كردند.به طور رسمی از سال 60 وارد صدا و سیما شد.

حسن نجفی فقط هیجده روز در جبهه بود و سپس شهید شد.آخرین باری كه می خواستند به جبهه اعزام شوند كارهایشان را انجام دادند. خمسشان را پرداخت كردند و از همه حلالیت طلبیدند. خیلی جالب بود.یكی از دوستانشان را دیده بودند كه پولی به ایشان بدهكار بود، اما چون مدتی ایشان را ندیده بود فراموش كرده بود كه به ایشان بدهكار است .آن روز این دوستشان را هم دیدند و حسابشان را با ایشان تسویه كردند..

njfy.jpg

 

 

شهید 18ساله؛ محمدرضا امانی

قلم برای محمدرضا امانی یك عضو بود.او در سال 1347، در یكی از روستاهای شیروان خراسان به دنیا آمده بود،از كودكی علاقه عجیبی به مطالعه و نگارش داشت .خستگی اش را با قلم رفع می كرد و بیكاری اش را با قلم می نمود.حتی وقتی چشمانش مشغول تماشای تلویزیون و یا گوش هایش مشغول شنیدن رادیو بود،از قلم نیز برای نكته برداری استفاده می نمود.

او قلم را از كودكی به عضویت گرفته و آن را مثل اعضای دیگرش به خدمت مردم واداشته بود.با قلم مسئولین را به روستا می كشاند تا با وضعیت مردم محروم رسیدگی كنند. اگر در رفتار و منش آنان غرور و تكبر می دید ، با قلم به آنان تذكر می داد، با قلم به مناظره می پرداخت، بی سوادی ، اعتیاد، بیكاری و همه بیماری های اجتماعی را با قلم میكروب زدای خویش جراحی می كرد.تا این كه طبل بزرگ ترین میكروب معاصر در كسوت تهاجم همه جانبه عمال استكبار به صدا درآمد و این طبیب شانزده ساله را به عرصه فراخواند.

محمدرضا حالا باید علاوه بر قلم ،شیء دیگری را نیز به عضویت می گرفت؛تفنگ!او در سن شانزده سالگی هم خبرنگار صدا و سیما بود و هم رزمنده جبهه ها.

با تفنگ می جنگید،با قلم می نوشت ،می سرود و با تمام وجود سخنرانی می كرد.هنوز بیش از 18 سال از عمر پربركت خویش را پشت سر نگذاشته بود كه مسئول تبلیغات تیپ امام رضا (ع) شد.

دیری نپایید و این خبرنگارها مجاهد هم از اجر مداد العلماء بهره مند شد و هم از اجر دماء الشهدا.

محمدرضا امانی در تاریخ 65/10/26 در آبادان به كاروان شهیدان پیوست .

«من رفته بودم برای گزارشی نویسی از جبهه ها .یك نفر آدم مرفه را ندیدم .حتی نشنیدم كه چنین افرادی هم آمده باشند.تاریخ باید شهادت و گواهی بدهد فردا ،كه كدام نسل این انقلاب را اداره كردند ،كدام نسل؟»

«از سخنان شهید18 ساله ؛محمدرضا امانی»

29560_159.jpg

 

 

شهید سرافراز؛ حسن باقری یا همان غلامحسین افشردی

شهید باقری در سال 1334 در محله میدان خراسان تهران به دنیا آمد. تحت نظارت دقیق پدر و به ویژه مادر ،با ایمان و آگاهی رشد كرد.مسجد و كتابخانه یكی از عرصه های فعالیت دوران كودكی و نوجوانی او بود.وقتی دانشجو شد ، ارتفاع نگاهش از سقف سر استادها نیز بالاتر بود. چرا كه خیلی زود ساواك او را شناسایی كرد وبه جرم روشنگری دانشجویان حكم اخراجش راازدانشگاه صادرنمود.

غلامحسین افشردی در آخرین لحظات عمر طاغوت ،مثل یك چریك به پادگان ها و كلانتری ها حمله می كرد و آنان را به تسلیم و خلع سلاح وا می داشت .

انقلاب كه پیروز شد ،به جهاد سازندگی پیوست.چندی بعد قلم و دوربینی در دست گرفت تا به عنوان خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی ،نگاه عمیق و اندیشه های ژرف خویش را بین تشنگان معرفت تكثیر كند.

غلامحسین با دوربین و قلمش به لبنان نیز رفت .

آغاز جنگ تحمیلی او را به عنوان یكی از اولین خبرنگاران عرصه جهاد ،به خطوط مقدم جبهه های نبرد كشاند.ارتباط تنگاتنگ غلاحسین با صحنه های نبرد ،علاوه بر خبرنگاری ـ رفته رفته ـ از او فرمانده و نظریه پردازی قدر ساخت .واحد اطلاعات عملیات سپاه را راه اندازی كرد و نام مستعار حسن باقری را برای خود برگزید.

حسن باقری در طول شانزده ماه عمر جهادی خود ، طرح های بنیادین فراوانی دارد.از جمله؛ طرح ورود نیروهای مردمی به جنگ سازماندهی آنان در یگان های نظامی ،طرح شكست حصر آبادان ،آزادسازی بستان، غرب دزفول و شوش.طرح آزادسازی خرمهشر و هدایت این عملیات در مقام فرماندهی قرارگاه نصر ، طرح عملیات رمضان ، محرم و...

این ژنرال جوان از فرماندهی لشكر تا جانشینی نیروی زمینی سپاه را تجربه كرد و سرانجام در تاریخ نهم بهمن شصت و یك و در سن 27 سالگی ،در حین شناسایی منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی تركش خوردن و به تن نحیف ، خسته و پر تلاش خود آرامش ابدی دارد.

شهید باقری

 

 

انتهای پیام
اتاق خبر انتها

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.