سه شنبه, 2 آبان 1396 :: Tuesday, 24 October 2017
کد خبر: 100552
یادداشت اتاق خبر 24

آقای مطهری! شما چه کاره هستید؟

علی مطهری پس از ماه‌ها سکوت باز هم در نقش وکیل مدافع سران فتنه وارد صحنه شده است.
آقای مطهری! شما چه کاره هستید؟ به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

 

کمال لطفی:
علی مطهری در حالی از سخن رئیس قوه قضائیه در رد وعده‌های غیر معقول یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری برآشفته است که پیش از این خود وی بدون داشتن صلاحیت لازم، در جایگاه قاضی نشسته و حکم به آزادی و چشم‌پوشی از جنایات سران فتنه داده بود!

علی مطهری پس از ماه‌ها سکوت باز هم در نقش وکیل مدافع سران فتنه وارد صحنه شده و در قامت سخنگوی دولت به سخنان قاطع آیت‌الله آملی لاریجانی درباره وعده رفع حصر که توسط یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری داده شد، واکنش نشان داد.

در این مجال بر آن هستیم تا بخش‌هایی از نامه فردی به رئیس قوه قضائیه را به بوته نقد بگذاریم که در چند سال گذشته جز نامه نگاری درباره رفع حصر دغدغه دیگری نداشته و در مقاطعی چون غارت بیت‌المال توسط مدیران دولتی در جاهایی مانند صندوق ذخیره فرهنگیان، ماجرای فیش‌های نجومی، حمله کاندیدای محبوب وی به نهادهای نظام و...به سکوت رادیویی فرو رفته است:

1)  علی مطهری در نامه خود برخلاف بسیاری از همپالگی‌ها و حامیان خود که مبنائا «حصر سران فتنه» را غیرقانونی و مخالف قانون اساسی می‌دانند، در این نامه با نوشتن این جمله که «این نهاد[شورای عالی امنیت ملی] زمانی که کشور در حال آشوب بود، اضطراراً این حق را داشته است که به صورت موقت چند ماهه تا زمان برقراری آرامش حکم به حصر خانگی بدهد،» رسما «قانونی بودن حصر» را پذیرفته است و بجاست این قائل بودن خود به حق صدور حکم حبس خانگی برای شورای عالی امنیت ملی را برای دیگر همپالگی‌ها و همفکران خود نیز تشریح نماید.

2) این نماینده مجلس در ادامه نامه خود «ادامه حصر» با حکم شورای عالی امنیت ملی را فاقد اعتبار معرفی و آن را نیازمند حکم قضائی معرفی کرده و مدعی شده است: « آیا شورای عالی امنیت ملی پس از آرامش جامعه و رفع خطر می‌توانسته است حکم به مجازات ادامه حصر بدهد، یعنی کار قوه قضائیه را انجام بدهد؟»!

علاوه بر اینکه رئیس قوه قضائیه خود عضو شورای عالی امنیت ملی بوده و در صورت نقض جایگاه این قوه توسط دیگر نهادها می تواند ورود کند، این سوال پیش می‌آید که اگر شورای عالی امنیت ملی صلاحیت صدور حکم قضائی را ندارد باید آقای مطهری را به این نکته منتبه کرد که وقتی خود این نماینده مجلس «حصر» را در همین نامه مذکور خود، حق قانونی شورای عالی امنیت ملی دانسته است، باید ملتفت باشد که تعیین مدت و زمان حصر نیز در اختیار همین شورا هست زیرا در اصل قانونی مورد استناد این شورا برای «حصر»، محدودیت زمانی برای لغو حکم در حد اشاره نیز بیان نشده است.

اما نکته مهم‌تر این است که اگر علی مطهری نگران جایگاه قوه قضائیه و انتقاد از ورود دیگران به این حیطه شده است، بر اساس چه صلاحیتی، در تاریخ 10 دی 1393 در جایگاه قاضی نشسته و در گفتگو با رسانه‌ها حکم صادر کرد که «بهترین راه این است که آنها [سران فتنه] آزاد شوند و اگر تخلفی کرده‌اند، مجازاتش همین چند سال حبس آنها باشد.»!

در بخشی از نامه اخیر نیز علی مطهری رسما بدون برگزاری دادگاه، «جرم سران فتنه» را بدون شنیدن دفاعیات آنها محرز دانسته و تقاضا کرده است که « این هفت سال حصر خانگی به عنوان مجازات طولانی کردن اعتراضات آنها که موجب سوءاستفاده دشمن شد منظور شود»!

جناب مطهری توضیح دهند که بر اساس کدام صلاحیت قضائی، بدون تشکیل دادگاه و شنیدن سخنان متهمان و مجرمان و به قول ایشان «همه طرف‌های فتنه» حکم به آزادی سران فتنه داده و مجازات آنها را نیز همان چند سال حصر صادر کردند؟ مبنای قانونی وی برای صدور این احکام قضائی [با چشم پوشی از عدم صلاحیت ورود وی به این مسائل] چیست؟

اکنون باید از نائب رئیس مجلس شورای اسلامی این سوال را پرسید که وی چگونه توانسته این حجم انبوه از تناقضات را با خود حل کرده و به آن افتخار نیز نماید و در این توهم فرو رود که این تناقاضات به معنای حریت و آزادگی وی در افکار عمومی مطرح می شود؟آیا این مساله نشان دهنده عدم تعادل روانی و شخصیتی ایشان و تلاش برای به زبان آوردن هر سخنی بدون توجه به ابعاد مختلف قضیه ندارد؟

3) وی در نامه خود در واکنش به سخنان رئیس قوه قضائیه خطاب به حسن روحانی که گفته بود «شما چه کاره‌اید که بخواهید حصر را بشکنید؟» با ادعای اینکه « این موضوع [رفع حصر] خواست اکثریت ملت ایران است» مدعی شده است «ادبیات مناسبی نیست که به رئیس‌جمهوری که مسئول اجرای قانون اساسی است و حدود ۲۴ میلیون رأی داشته ـ و اگر از ادامه رأی‌گیری جلوگیری نمی‌کردند شاید ۲۶ میلیون رأی داشت ـ بگویید شما چه‌کاره‌اید که بخواهید حصر را بشکنید؟»

اولا: ای کاش ایشان مستند خود را ذکر می کردند که از کجا مطالبه اکثریت ملت ایران بحث رفع حصر سران فتنه است؟ یعنی مردمی که امروز با انبوهی از مشکلات اقتصادی مواجه بوده، رکود و بیکاری روزافزون کمر آنها را شکسته و...اکنون مطالبه آنان رفع حصر است؟

ثانیا: چه کسانی از ادامه رای گیری جلوگیری کردند؟ مگر وزارت کشور دولت روحانی مسئول اجرای انتخابات نبوده است؟ مگر در بسیاری از حوزه‌های رای گیری به دلائل کاملا مشخص ساعت‌ها مردم در پشت درب‌ نماندند؟ آیا این ادعای شما و مسئولان دولتی در انداختن توپ این بی کفایتی به زمین دیگران بلانسبت همچون دزدی نیست که پس از دزدی در خیابان به دویدن مشغول شده و برای رد گم کنی، همنوا با دیگران به فریاد «دزد دزد» مشغول شد؟

ثالثا: ایشان که از ادبیات ریاست محترم قوه قضائیه گلایه مند هستند، در کوران انتخابات که کاندیدای محبوب‌شان به بدترین نحو ممکن و با بدترین ادبیات به نهادهای نظام، رقبا و هواداران آنها تاخت، کجا بودند؟ آیا نشنیدند که حسن روحانی نظام اسلامی را به دلیل اعدام قاتلان و تروریست‌هایی از جمله قاتلین پدر خود وی مورد هجمه قرار داد؟ آیا نشنیدند که همین فرد چگونه بلافاصله بعد از اعلام نتیجه انتخابات، رقبا و هوادارن‌شان را به خشونت طلبی متهم کرد؟ آیا اساسا تعریف علی مطهری از «اخلاق» و «ادب» چیزی است که در آن زمینه ای برای خودنمائی‌اش فراهم شود و بتواند با مستمسک قرار دادن اخلاق، جلب توجه توسط دیگران را برای خود گدائی کند؟

رابعا: هنوز خاطرات رفتارهاي پرخاشگرانه وفحاشی های وی در صحن علني مجلس شوراي اسلامي فحاشی به برخی نمایندگان مجلس در افکار عمومی زنده است و ای کاش قبل از گرفتن اینگونه ژست‌ها، اول بخاطر سابقه زشت خود عذرخواهی و آنگاه به گلایه از ادبیات دیگران مشغول می‌شدند!

4) وی در بخشی از نامه خود جنایات سران فتنه در به آشوب کشاندن مملکت را به «اعتراض» تقلیل داده است و گویا در دوران فتنه 88 ایشان در کشور حضور نداشتند که ببینند آشوبگران یا به تعبیر موسوی «مردان خداجو» چه با کشور کردند و در نهایت با شکستن حرمت عاشورای حسینی اوج خباثت و رذالت خود را به نمایش گذاشتند!

5) نکته‌ای که علی مطهری دوست ندارد به آن پاسخ بدهد این است که حصر دو عنصر از سران خائن فتنه 88 یعنی آقایان موسوی و کروبی در بیست و پنجم بهمن سال ٨٩ انجام شد، یعنی حدود ۲۰ ماه پس از شروع فتنه ٨٨ و حدود یکسال پس از تقریبا فروکش کردن آن. توجه به این تاریخ‌ها ما را به این واقعیت رهنمون می‌کند که علت اصلی حصر، حوادث سال ٨٨ نبود؛ نکته‌ای که از سر غفلت یا تعمدا مغفول گذاشته می‌شود! حال سوال اینجاست که پس علت حصر چه بود؟

دی ماه سال ٨٩، تحولات منطقه شمال آفریقا و جریان بیداری اسلامی از تونس شروع شد و بسرعت به مصر رسید و بهمن همان سال، مصر شاهد اوج بحران خود بود. موسوی و کروبی با سوءاستفاده از این شرایط و بعد از آنی که کشور داشت تازه آرامش خود را بازمی‌یافت، صدور بیانیه‌ها را از سر گرفتند و برگزاری تجمع به بهانه تحولات منطقه را خواستار شدند. نظام با توجه به سابقه و حوادث تلخی که تازه پشت سرگذاشته بود، چه باید می‌کرد؟ آیا باید اجازه می‌داد کشور مجددا شاهد آشوب و هرج و مرج شود و بار دیگر هزینه‌های جانی و مالی به مردم و کشور تحمیل گردد؟ آیا اگر مسئولان کشور در این باره سهل‌انگاری می‌کردند، شرایط ما در این سال‌ها حداقل مثل سوریه نبود؟ و در چنین صورتی مردم حق نداشتند مسئولان کشور را به دلیل این سهل‌انگاری خسارت‌بار توبیخ کنند؟

6) در پایان این نکته را نباید فراموش کرد که برای فهم پدیده ای به نام علی مطهری هیچ چیز مانند «گذر زمان» نمی تواند کمک کند؛ کسی که بدون تردید شایسته لقب «مرد تناقضات» است و آنقدر دارای رفتار و گفتار پارادوکسیکال هست که باید از دور فقط او را به نظاره نشست و از سرنوشتش عبرت گرفت. فردی که روزگاری در مقابله با هاشمی رفسنجانی به نوشتن مقالات آتشین علیه وی و فرزندانش در روزنامه ها مشغول و برای عدم بازگشت وی به عرصه ریاست جمهوری ببه هر کاری دست زد و روزگاری دیگر در چرخشی 180 درجه‌ای درحالیکه هاشمی رفسنجانی دوران کهلوت سن خود را سپری می‌کرد برای کاندیداوری وی تلاش کرد.

علی مطهری همان فردی است که در مجلس هشتم برای جلوگیری از خطر اصلاح طلبان که وی آن روزها آنان را بزرگترین خط پیش روی مردم و نظام می دانست، به مجلس رفت و امروز به همپالگی شدن با آنان افتخار می‌کند!

یا در ماجرای سخنان ضد انقلابی حسینعلی منتظری، وی با «سخیف» خواندن ادعاهای شیخ مطرود امام، گفته بود «  ایشان به تصریح حضرت امام (ره) صلاحیت کار سیاسی ندارند و حرف‌هایشان هم در این امور اصلا اعتبار ندارد،» اما در چرخشی آشکار در کمتر از یک دهه بعد به صف مدافعان وی پیوسته و مدعی شد: «در ملاقاتم به آقای منتظری گفتم که اگر شهید مطهری زنده بود اتفاقاتی چون عزل شما روی نمی‌داد.»!

این مرور کوتاه مواضع علی مطهری در نزدیک دو دهه گذشته، نگاه روشنی به مخاطبین درباره تطور فکری و چگونگی گردش از راست به چپ وی نشان می‌دهد و با این اوصاف باید منتظر روزی باشیم که اگر «رفع حصر» اتفاق افتاد، این بار وی علیه «رفع حصر» سران فتنه به سران قوا و دیگر مسئولان نظام نامه نگاری کند!

انتهای پیام
اتاق خبر انتها

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.